سديد الدين محمد عوفى

164

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

تا حق شما بگزارم و به مدتى نزديك بهاى آن شما را دهم « 1 » . پس « 2 » آن اشتران « 3 » راست كردند « 4 » و به نزديك قيصر فرستاد . قيصر از آن حالت تعجب كرد و گفت ما اين مرد اعرابى را بيازموديم و او خود را در اوام چندين مردم « 5 » نهاد . پس بفرمود تا آن صد شتر « 6 » با « 7 » جامه‌هاى نرم كه متاع روم باشد « 8 » بار كردند و به نزديك حاتم بردند « 9 » . چون شتران به نزديك حاتم رسيدند حاتم در قبيله ندا كرد كه هر كه شترى تهى « 10 » به من داده است بيايد و شتر خود « 11 » با بار برگيرد « 12 » . پس جملهء شتران « 13 » با متاع « 14 » به خداوندان « 15 » داد و « 16 » هيچ به جهت خود نگاه نداشت . چون اين سخن به ملك روم بازگفتند ، « 17 » گفت : اين همه مروت نه حد آدمى « 18 » زادست و اين همه بخشش نه « 19 » و راى طبيعت انسانست « 20 » به فرسنگ‌ها « 21 » دورترست « 22 » . و انصاف داد كه مثل حاتم طايى در جوانمردى كس از مادر نزاد « 23 » . [ عمار حمزه به هيچ قيمت حاضر نشد مقامى را كه منصور در مجلس خود به دو داده بود رها كند ] حكايت ( 16 ) آورده‌اند كه عمّار « 24 » حمزه روزى در مجلس امير المؤ - منين « 25 » منصور نشسته بود « 26 » در مرتبهء « 27 » خويش ، سخنى مىگفت « 28 » . مردى

--> ( 1 ) مج : به شما دهيم ، مپ 2 : پس حاتم از هركس اين شتران را بخريد ( 2 ) مج + ايشان ( 3 ) مپ 2 - پس آن اشتران ( 4 ) مپ 2 : راست كرد ( 5 ) متن و مپ 2 و مج - چندين مردم ( 6 ) مپ 2 : آن اشتران را ( 7 ) مپ 2 : از ، مج و بنياد - با ( 8 ) مپ 2 : نرم رومى ، بنياد : متاع نفيس كه از امتعهء روم بود ( 9 ) بنياد : فرستادند ( 10 ) مپ 2 : را ( 11 ) مج : شترى ( 12 ) مپ 2 : بستاند ، مج : بازبرد ، بنياد : برد ( 13 ) مپ 2 + را ، مج : جملهء آن ( 14 ) مج : بارها ( 15 ) مج + شتران ( 16 ) متن : كه ( 17 ) مپ 2 : رسيد ( 18 ) مج + ه ( 19 ) مج و بنياد : از ( 20 ) مج و بنياد : انسانيست ( 21 ) بنياد + از سخاوت بنى نوع انسانى ( 22 ) مپ 2 و مج - به فرسنگها دورترست ( 23 ) مپ 2 و مج : نزايد ، بنياد : نزاده ( 24 ) مج : عمارة + بن ( 25 ) مپ 2 و بنياد - امير المؤمنين ( 26 ) متن و مپ 2 + و ( 27 ) متن : مرتب ( 28 ) مج - سخنى مىگفت ، بنياد - در مرتبه خويش [ و ] سخنى مىگفت